موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
زندگی
چـــنــــــد روزیــــســــــت دســـتـــهــــــایـــم را بـــــا چـــنــــــد کـــتــــــاب و نـــوشـــتــــــه ســــــرگــــــرم کــــــرده ام امــــــا گــــــول نـمـــــی خــــــورنــــــد هـــیــــــچ چـــیـــــــز مـعـــجــــــزه ی دســـتـــهــــــای تــــــــــــو نـمـیـــشــــــود ! نظرات شما عزیزان:
خوبم..شکر
حال تو هم گرفته شده هااا خخخ ![]() بابو میبینم شاد میشم ![]() مراقب خودت و ب قول دخملا مراقب خوبیهاتم باش خخ ![]() Good Time ![]() پاسخ:خخخخخخخخخخخ نه بابا حال من که گرفته نشده
مسافر کناریم که پیاده شد..... پنجره ای گیرم امد مابقی راه را گریستم......فاصله یعنی تکرار نامنظم من بی تو.....بی انکه بدانی برای تو نفس میکشم.....این وبم برای خودمه ...خواستی بلینکش.
نهایت ادمی سر بر خاک خواهد نهاد....و این کلنجار ذهن است که سر میکشد به اشیانه ی دوستش ...مبادا در بیکسی فریاد میزند به کمک....وباز زندگی دفتری میشود...برایت که بنویسی.....که تفکر کنی.....که دوست بداری.....که عشق بورزی......بی هیچ چشم داشتی..../این وبم تازه درست شده.اگه خواستی بلینکش.
همیشه باید باشد . کسی که بغض هایت را قبل از لرزش چانه ات بفهمد.درک کند که اگر سکوت را بهانه کردی به نیامدن. بفهمد....همیشه باید باشد کسی که درک کند داری نفس میکشی...بفهمد که اگر اشک ریختی دلیلش را....زندگی جز این چیزی نیست....باید باشد کسی که بیدلیل دلیل نیاورد برای روزهایی که غم داری....اری زندگی همه اش در فهم متقابل خلاصه میشود......و اینکه قلبی که غم دارد نیازی به نصیحت ندارد .تشنه ی محبت است و بس.کاش همه این را بفهمند.
مادر بزرگ حنایت دیگر رنگ ندارد....چه ارزان فروختند...این رنگ خوش عطر طبیعت را به هزار رنگ مصنوع بشر......کاش میشد ادم بفهمد که حقیقت فراتر از ساختن ذهن است با کلنجار کلمات.کاش همه درک کنند.دست های خالی را>
|
|||
![]() |